تبليغاتX
نسیم عشق ____به نسیم عشق خوش آمدید____






درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :



سلام آقا!

۸/۸/۸۸...... هیچ چیز تصادفی نیست

گاه عید است. واژه ها دوره ام کرده اند که چرا عاشقانه ای نمی گذاری؟ چرا ادای دین نمی کنی در شب میلاد؟ واژه ها بی تابی می کنند برای دویدن بر صفحه کلید بعد از یک ماه بدون نوشتن.
وضو ساخته ام تا از مسافتی دور با واژه هایم به زیارتتان بیایم. می دانم که خطاکارم و بی وفا اما امیدوارم به لطف شما و پروردگارتان. هر بار که مهمان حرم شما شده ام، مرا مرهون لطف خود ساخته اید و با آنکه بارها مرا آزموده اید و می دانید که این خطاکار هر بار به دو صد بهانه و حیلت بیراهه می رود و از راه حق روی بر می تابد، باز چون پروردگارتان بار عام می دهید تا من و دیگر خلایق با انوار تابناک حریم شما، فرشتگان را ملتزم رکاب خویش ببینیم.
این فرشتگان هم حکایتی دارند. همانها که روزی خدای را پرسش می کردند که چرا چنین موجودی می آفرینی، با دیدن آدمیانی چون شما، شرمسار از پرسش خویش هزارباره سجده می کنند و در می یابند راز "انی اعلم مالا تعلمون" را.
آقا جان! نیای ما به خوردن میوه ای ممنوعه از بهشت به زمین رانده شد اما امروز این فرشتگان بهشتی هستند که برای آستان بوسی شما به زمین خاکی می آیند و شاید زبان حال آنهاست که: "کوی تو را به روضه رضوان نمی دهم".
اصلاً حضور این فرشتگان  را بارها در حرم شما حس کرده ام. می آیند و میان آدمها می چرخند تا واژگان شیدایی را که از لبها فرو می ریزند، پیش از آن که بر زمین بریزند بردارند و به آسمان ببرند. در حرم شما از این دست واژه ها فراوان است. در حرم شما "عشق" را دیده ام که از دیده و دل و زبان مردم می تراود.
آقا جان! حرم شما دارالقرار ماست. همچنان که کبوترها بر گنبد و گلدسته شما آرام می گیرند، دلهای مضطر ما نیز در حرم شما به آرامش می رسند. امشب که شب آدینه است هم باز دلم بی تاب تر از همیشه به شوق حریم امن شما می تپد و چه بسیارند دلهای بی تاب در این شب.
ای آقای همه قشنگی های عالم! من و ما سالها و هنوز، وقتی نشانی جایی را در مشهد قرار است به دیگری بدهیم، از حرم شما مدد می جوییم. با نشانی حرم شما راه می یابیم. فاصله ها را در دوری و نزدیکی به حرم شما می سنجیم. خوبیم یا بد، به هر روی در سرزمین شما زیست می کنیم. همسایه شما هستیم و دلبسته حرم و حریمتان. آراممان بخش و همچون موسیقی دلنشین و نوستالژیک نقاره ها، موسیقی وصل را نیز در جانمان روان ساز.
آقای ما! در چشمان ما، آرزو و نیازی آهوانه موج می زند. آرزوی سرنهادن بر قدوم شما و به آرامش رسیدن از چنگ صیادان و دامها. این آهوان نیازمند را از بند وارهان.
آقا جان! رسم آنست که وقتی به جشن تولد می روند، هدیه ای همراه می برند اما من چیزی برای هدیه کردن ندارم. دستان خالی خود را پیشکش آورده ام تا لبریز از عنایت شما بازگردانم. پر رو هستم؟ لطف شما این جسارت را به من و ما بخشیده است.
ای آقای خوبی ها! از همین راه دور دلم را بر شبکه های ضریح شما گره می زنم تا گره دامها و بلاها از سر راهم گشوده شود و هزار گره از عقده هایی که عقیده ام را تهدید می کند باز شود.
امام من! با شما هویت یافته ام. رو به سوی خراسان، دیار خورشید همیشه تابان کرده ام. ای آفتاب بی غروب، شمس الشموس، ابن الرسول، پیشوای سبزاندیشان، امام نیکوسیرتان، دریاب ما را.
رضا جان! زادروز شما که پیشوای هشتمید، در هشتمین روز از هشتمین ماه سال هشتاد و هشت، با آدینه مصادف شده است. به معجزه می ماند انگار. طعم خوشی دارد. عطر یگانه ای دارد. به این فرخندگی ما را دست خالی از حریمت بازنگردان.
آقای ما! اجابتمان کن و ما را به اجازه اقامت دایم در حریم و حرمت بنواز.


نويسنده: نسیم عشق مورخ: جمعه هشتم آبان 1388 در ساعت: 19:34
|+|



فراموشی

هیچ کس اشکی برای ما نریخت 

 هر که با ما بود از ما می گریخت

چند روزی هست حالم دیدنیست 

 حال من از این و آن پرسیدنیست

 گاه بر روی زمین زل می زنم 

 گاه بر حافظ تفاءل می زنم ، حافظ فالم را گرفت

 یک غزل آمد که حالم را گرفت

ما ز یاران چشم یاری داشتیم ، خود غلط بود آنچه می پنداشتیم

انگار حافظ ما را فراموش کرده

خدا ای عشق جاودان ای معبودم من فراموش نکن

www.sookooteshgh.blogfa.com

هر سحر و هر افطار دعا می کنم خدای من رو به خودم وا نگذار

عرفان اهل دلی


نويسنده: نسیم عشق مورخ: دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 در ساعت: 17:55
|+|



عشق

عاشق شدن مثل دست زدن به آتیش می مونه  

پس سعی کن تا وقتی که جراتش رو پیدا نکردی 

هیچ وقت بهش دست نزنی اما اگه بهش دست زدی 

سعی کن طاقتش رو داشته باشی 

که تو دستهات نگهش داری

 نسیم ..........اهل دلی


نويسنده: نسیم عشق مورخ: شنبه بیست و یکم شهریور 1388 در ساعت: 16:33
|+|



نیمه سکوت

امشب در نيمه سکوت تاريکش  دلم بدجور بهانه ات را ميگيرد واشکهايم در عزاي دوريت اوج ميگيرند

..ميميرن و بر خاک بوسه ميزنند.

شب ميرود و به نيمه ميرسد و دلم از ترس تنهايي بي تو در پناه يادت دلگرم مي شود.


دستانم را به خيالت مي سپارم تا غربت اين شب را در دستانم پيدا کني.


من امشب اينجا بي تو در حريم امن خانه ام غريبم.


اي تنها خيال شبهاي تنهاييم........

        عرفان.............اهل دلی


نويسنده: نسیم عشق مورخ: پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388 در ساعت: 10:33
|+|



کاش می شد عشق را تفسیر کرد...

کاش می شد قلب ما از یاس بود

 تک تک گلبرگ آن احساس بود

پاک و سبز و ساده و بی ادعا
کاش می شد بهتر از الماس بود
کاش می شد عشق را تفسیر کرد

 عاشقی را با محبت سیرکرد

اهل دلی .... عرفان


نويسنده: نسیم عشق مورخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 در ساعت: 19:14
|+|



آن هم لحظه ديدار يار است ...

نمي دانم چه کردي با دل من

که اين دل بي قرار بي قرار است

              نمي دانم چه گفتي با نگاهت

                  که چشمانم چنين در انتظار است

   فقط يک لحظه جانا در برم باش

       که با تو چهار فصلم ،بهار است

                        به وقت ديدن آن روي ماهت

                       تپش هاي دل من بي شمار است

براي من فقط يک لحظه زيباست

   و آن هم لحظه ديدار يار است ...

اهل دلی ..... عرفان


نويسنده: نسیم عشق مورخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 در ساعت: 18:54
|+|



عشق چیست؟؟

 عشق چیست؟

از معلم ادبیات پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت زخم دل مجنون

 

از معلم زبان فارسی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت عشق اسم است(نکره ناشناس)

 

از معلم دینی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت حرام است

 

از معلم زبان انگلیسی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت همان love است

 

از معلم هندسه پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت پاره خطیست مماس بر قلب عاشق

 

از معلم جبر و احتمال پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت محاسبه ایست که احتمال آن کم است

 

از معلم جغرافیا پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت مواد مذابیست زیر پوسته قلب

 

از معلم تاریخ پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت سقوط سلسله قلب

 

از معلم شیمی پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت تقطیر جز به جز قلب

 

از معلم فیزیک پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت جاذبه ایست که در میدان قلب بوجود می آید

 

از معلم زیست پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت حالتی است که در قلب نزدیک سرخرگ بعد از دیدن یار بوجود می آید

از معاون پرسیدم عشق چیست ؟؟ گفت یادم بنداز این لغت را در انظباطت ذکر کنم

 

از مدیر پرسیدم عشق چیست؟؟ گفت اخراجی این است عشق !!!

 

 
 
وقتی این نوشته رو خوندم خیلی خوشم اومد گفتم حیفه اگه برای شما ننویسمش
 
 
همه بهش جواب دادند معلم فارسی. زبان. ادبیات. ریاضی
 
حالا تو بگو عشق چیه منتظرتون هستم عشق رو معنی کنید ؟
 
 
هومن در مورد اینکه عشق چیه میگه:
 
عشق آرزوی است در قلب که ندای یار را به گوش می رساند
 
اهل دلی............ عرفان
 

 


نويسنده: نسیم عشق مورخ: چهارشنبه هجدهم شهریور 1388 در ساعت: 18:42
|+|